خرید بک لینک
“چرا دل، تنگ می شود؟” هیچ تناقضی در حرف هایم نیست وقتی همزمان هم می گویم برو هم بیا یا وقتی می گویم بله و بعد می گویم نه چه کسی می تواند بفهمد: “نیمی از من دوستت دارد و نیمه ی دیگر رنج می برد” ساده لوح بودم که فکر می کردم می توانم بگذرم همیشه آن نیمه ی اول برنده می شود: وقتی می گویم: “حق با توست” دقیقا یعنی دوستت دارم یعنی جز دوست داشتن ات چیزی برایم مهم نیست

برچسب: نویسنده: آبتین محمودی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 17:45

از دریا میخوانم از عشق یک صدف در کنار دریای بی کران از غرور دریا از عشق بی کران صدف صدف مخفیانه به دریا عشق می ورزد و دریا غرق در موج هایش .. صدف قبل از جایگاهش در کنار ساحل در دل دریا بود ...خواند برای روح دریا...پس عشقت کجاست دریا؟ عظمت نامت کافیست؟ دریایی برای که؟برای موجهایت که مدام در دلت اشوب به پا میکنند؟ و یا صدفی که عاشقانه در دلت حضور دارد و از بی رحمیت دم نمیزند؟ نگاهی به صدف دلت کن مبادا آزارش دهی ...اشک ها قبل از جاری شدن به عرش خدا می روند و خداوند اشک ها را بی جواب نخواهد گداشت... صدف را به کنار ساحل بردی بی انکه بدانی قطره های اشکش بود که موج را درونت پدید آورد و تو ... غرور عظمتت تا کجا همراهت ماند؟ آری تو ماندی و غرورررر دلت و تنهایی صدف .........................................................................................نویسنده : سایه

برچسب: نویسنده: آبتین محمودی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 17:45

صفحه بندی